close
چت روم

پشتیبانی

خاطره خنده دار(252)

خاطره خنده دار(252)

ورود به حساب کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
آخرین ارسال های انجمن

خاطره خنده دار(252)
کد مطلب : 729

دلم برای داییم تنگ شده بود زنگ زدم به گوشیش ازش پرسیدم کجاست گفت خونه است منم گفتم زنگ میزنم خونه دایی منم بدو بدو رفته بود گوشی برداشته بود قبل اینکه زنداییم گوشی برداره ازش پرسیدم چرا نفس نفس میزنه گفت دویدم زنداییت برنداره گوشی اونجا بود که یه فکر شیطانی به سرم زد
اولش کلی جوک و چرت و پرت گفتم داییم خندید بعدش شروع کردم
من:دایی عاشقتم پسرک
داییم:منم دوست دارم خل دختر
بعدشم یه چیزی پرسیدم داییم مجبور بشه توضیح بده
گوشیمو برداشتم زنگ زدم زن داییم
من:زن دایی با کی حرف میزنید دو ساعته اشغال تلفن خونه؟!
زن داییم:مگه تو با داییت حرف نمیزنی؟!!!!!!
من:نههههههه
هیچی بعدشم ریلکس با داییم اونور خداحافظی کردم
خخخخخخخخخخ
کلی بعدش هیجان انگیز بود
البته داییم و زن داییم برای سرم جایزه گذاشتن کاملا ارزششو داشت
من:-D
زن داییمo_O
داییم بعد قطع کردن تلفن@_@
هنوزم من:-D

نویسنده :
موضوع: اس ام اس , طنز ,
تاریخ انتشار : سه شنبه 08 ارديبهشت 1394 ساعت: 20:57
بخش نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
بزنم به تخته ، بزنم به تخته ، رنگ و روت وا شده ، شاد و شنگول شده ...
جوک و اس ام اس جدید روح را جلا و زندگی را زيبايی می بخشد ( ناپلون بناپارت )
جهت ترویج طنز و شادی و تفریح سالم در جامعه هر نوع کپی برداری ، بلند کردن ، کِش رفتن مطالب و تصاویر سایت آزاد میباشد .
کلیه حقوق مادی و معنوی با احتساب 8% مالیات ارزش افزوده ، 7 کیلو هزار

موضوعات
آهنگ پیشواز
آموزش و ترفند
متن های بلند
تکنولوژی
ترفند
بیت ها
ads